تبليغاتX
سايه - اوگتسو مونوگاتاري

سايه

اوگتسو مونوگاتاري

 

 کوره ها گداخته از حجم فراموشی

سردابه ها در انتظار اجساد

و روحی که با بالهای نقره ای

بر فراز مغاکی بی انتها پرواز میکرد

در غرقابی از تفکر

با پلک های نیم سوخته

و حنجره ای خراشیده و متورم

فرشته می زایید.

 

عشق با بوی تعفن

در قلب ها تخمیر میشود

واین سرنوشت محتوم تمام جوانه هاست

که باید در گل و لای پاییز خاک

پا بگیرند

و بهارشان درزمستان است

 

من هنوز

تعداد گنجشکهایی که آوازشان را گم کرده اند، نمیدانم

اما هر شب

برای آمرزش روح ستاره های سوخته دعا میکنم

و راز کوچک دستها و پنجره ام را

پشت پرده پنهان کرده ام

چشمها و گوشهای نا محرم

احوال پرس منند

 

باور نکردنی است اما

دیروز یک پر نقره ای

کنار نهال ماه گریه میکرد

و شب خواب دیدم

که بچه اش را سقط کرده بود

 

صبح ماه داشت میسوخت

 

پ.ن: اوگتسو مونوگاتاري يعني "ماه محو پس از باران" و اين مطلب به احترام دوستي است كه وبلاگي به همين نام دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 10:41  توسط سايه  |